از ساعت 10 دیشب برق قطع شد تا دوازده ظهر امروز چیزی حدود 14 ساعت بی برقی اون هم توی گرمای نزدیک به پنجاه درجه خرداد ماه اهواز
احیا دیشب هم که زیر نور شمع و رادیو برگزار شد
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
فکر میکنم به عنوان یک بچه مسلمون برای یک بار هم که شده باید معنی قرآن رو بطور کامل بخونم البته نه با عجله بلکه در طول سال و طبق یک برنامه منسجم. تا به ببینیم چی پیش میاد:)
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
امیدوارم بتونم توی حذف خاطرات هم همینطور عمل کنم:)
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
چند سال پیش فیلمی رو نصف نیمه از شبکه های اون ور آبی دیدم یادم نمیاد چطور شد که تا آخر تماشا نکردم ولی یادمه که دوست داشتم تا انتها ببینمش. بعد از چند سال دیشب با خودم گفتم چرا تا به حال سعی نکردم دانلودش کنم؟ بعد یادم اومد که ای بابا اسمش رو نمیدونم که! خلاصه از روی اسم بازیگراش تونستم بیابشم و امشب ببینمش. درسته به شدت اون سال موضوعش الان برام جذابیت نداشت وی نمیتونم بگم که از دیدنش لذت نبردم. بخصوص از کلبه آیریس:)
the holiday
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
ماه عسل امروز با مهموناش کولاک کرد. بعد از مدتها یه برنامه درست حسابی ازش دیدیم. به اراده و پشتکار و اعتماد به نفس خواهران منصوری غبطه میخورم. چقدر راحت نشستند و بدون خجالت یا کسر شان از گذشته گفتند ، چیزی که خیلی ها بعد از رسیدن به موقعیت ازش فرار میکنن و سعی میکنن پاکش کنند.
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
پست های اینستاگرامی بعضی از دوستان و اقوام رو که میبینم حسرت میخورم از اینکه چقدر اونها پیش رفتن و من نرفتم:)
میخواستم پاک کنم برنامه رو ولی بعد با خودم گفتم تا کی میشه فرار کرد بلاخره باید واقعیت رو دید و براش کاری کرد:)
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
نوروز 96 چندتا هدف برای سال در نظر گرفته بودم که الان میخوام یکی یکی برم سراغشون البته بقول قدیمیا چشم بد دور گوش شیطون کر :)
اهداف عجیب غریبی نیستن کارهایی اند که باید ده سال پیش انجام میدادم منتها...بگذریم باید ببینم چقدر قدرت و توان غلبه بر تنبلی و افکار منفی دارم:)
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
دیشب بعد از پنج سال مجدد درخواست کارت اهدا عضو دادم. این دفعه خلاف قبل سریع و آنی صادر شد.
پایین کارت نوشته" مایلم اعضا و بافتهای بدنم را در زمان مرگم اهدا کنم. باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم نجات بخش زندگی دیگران باشد."
نتایج ارشد 96 هم اومد و بهم نشون داد نابرده رنج گنج میسر نمیشود :)
البته که آزاد مجاز شدم ولی کو پولش:|
حالا باید برنامه بریزم واسه سال دیگه :)
اینم آدرس سایت اهدا عضو
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
امروز هم مثل همه روزهای سخت میگذره و کم کم کمرنگ میشه ولی تا مدت ها خوف و ترسش رو توی دل مردم داره
بارها به عکس اجساد تروریست های امروز مجلس و صحن حضرت امام خمینی نگاه کردم و سعی کردم تصوراتشون و تصور کنم اینکه چه چیزی توی ذهنشون از دیروز گذشت اینکه امروز چقدر از درستی کارشون مطمعن بودن و در ازای چه چیزی حاضر شدن جون خودشون و مردم عادی رو بگیرند
خاطرات بد ماه رمضون چند سال پیش اهواز باز زنده شد:)
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
چقدر تروریست پیدا کردن توی این چند روز! این همه مدت چطور میتونستنن براحتی توی کشور زندگی کنند؟ اگر با حمله به مجلس مردم و مسئولین حساس نمیشدن چه فاجعه ای میخواستند راه بندازن؟:)
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان
اگر راهی که پارسال در پیش گرفته بودم رو ادامه میدادم الان خیلی از مشکلاتم برطرف شده بود
امان از این دلسردی که وسط کار پیش میاد امیدوارم حداقل سال آینده این موقع همچین احساسی رو نداشته باشم
برچسب:
نویسنده: مریم مرادیان